تبليغاتX
به نام خداوند آسمانها و زمین
 
حافظ نامه
 
بمّناسبت ارتحال آیت الله منتظری

محمد- راز

========

هرکه را با خط سبزت، سر سودا باشد

پای از این دایره بیرون ننهد تا باشد

تو خود ای گوهر یکدانه کجائی آخر

کز غمت دیده مردم همه دریا باشد

حافظ

===

 

او که اکنون ز غم و قصه رها می باشد

با دلی سبز کنون پیش خـــــدا می باشد

پیر ما داد جهان را و چو آزاد بـــــرفت

فارق از جهل و ستم، دوز و ریا می باشد

مظهری بود ز مـــــــــــــــردانگی و آزادی

گر چه در بند بر و باز جفـــــــــا می باشد

رنگ سبز است کنون رنگ غم و ماتم ما

او که درپیش خدا ، رهــــبر ما می باشد

حافظا باز بگو تا کــــــــــــه بداند واعظ

پیر ما، منتظری پیش خــــــــــدا میباشد.

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه یکم دی 1388 و ساعت 23:57 |

 

  محرم درمحرم

م - ا - زائر

وطن درحزن وماتم شد خــــــدایا

دل شیعه پر ازغم شد خـــــــــدایا

چو شیخ اعظم ما سوی حق رفت

محّرم درمحّرم شد خدایــــــــــــــــا .

=======

 

                      ارتحال عالم ربانی، مجاهد نستوه، فقیه عالیقدر حضرت

آیت الله العظمی منتظری قدس الله نفسه الزکیه را تسلیت

عرض می نماییم .

===

ارتحال عالم ربانی، مجاهد نستوه، فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی

منتظری قدس الله نفسه الزکیه را به ساحت مقدس حضرت ولی

عصر حجت ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و مراجع عظام تقلید

و حوزه های علمیه و همه شیعیان و عموم ملت شریف ایران تسلیت

عرض می نماییم.

دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی

تاریخ: 1388/9/29

ثابت قدم : رحلت این عالم ربانی را به عموم شیعیان  جهان

خصوصا مقلدان ایشان تسلیت می گوئیم .

=======

 

 

آیت‌الله العظمی منتظری
شناسنامه
نام کامل حسین علی منتظری
لقب ‏آیت‌الله العظمی
تاریخ تولد ۱۳۰۱
زادگاه نجف‌آباد، ایران
تاریخ وفات ۲۸ آذر ۱۳۸۸
محل وفات قم، ایران
دین اسلام
مذهب شیعه دوازده امامی
وبگاه رسمی http://www.amontazeri.com

--------------------------------------------------------------------------------
حسین‌علی منتظری (زاده: ۱۳۰۱ خورشیدی ؛ ۱۹۲۲ در نجف‌آباد، استان اصفهان - درگذشته ۲۸ آذر ۱۳۸۸ در قم) مرجع تقلید شیعه و از مهمترین شارحان نظریه ولایت فقیه بود. او پس از انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ به عنوان قائم مقام و جانشین رهبر کشور انتخاب شد و ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی را نیز بر عهده داشت.

فهرست مندرجات
۱ زندگی شخصی
۲ تثبیت مرجعیت روح الله خمینی و بازداشت در سال ۱۳۴۲
۳ بازداشت‌ها در جریان مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی
۳.۱ بازداشت به همراه فرزند در عید نوروز سال ۱۳۴۵
۳.۲ ‏ بازداشت در سال ۱۳۴۶
۳.۳ تبعید به مسجد سلیمان در سال ۱۳۴۶
۳.۴ بازداشت در سال ۱۳۴۷
۳.۵ تبعید دوباره به نجف‌آباد در سال ۱۳۴۹
۳.۶ تبعید به شهر کویری طبس در سال ۱۳۵۲
۳.۷ تبعید به خلخال در سال ۱۳۵۳
۳.۸ سقز آخرین تبعیدگاه
۳.۹ بازداشت از تبعیدگاه سقز و انتقال به زندان اوین در سال‏ ‏۱۳۵۴
۴ پس از انقلاب اسلامی
۴.۱ تدوین قانون اساسی
۴.۲ مقام "قائم‌مقامی" روح‌الله خمینی
۴.۲.۱ انتصاب
۴.۲.۲ برکناری
۴.۳ مطرح شدن مسأله استقراض خارجی
۴.۴ سخنرانی سال ۱۳۷۱
۴.۵ مطرح شدن دوباره مسألهٔ‏ ‏مرجعیت آیت الله منتظری در سال ۱۳۷۳
۴.۶ کیوسک حصر
۴.۷ واکنش به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران
۴.۸ درگذشت
۵ ‏آثار
۶ برخی فتواها و مواضع مهم
۷ پانویس
۸ پیوند به بیرون

زندگی شخصی
او در‏ ‏خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد. ‏پدرش حاج علی کشاورز ساده‌ای بود که در کنار کار‏ ‏روزانه‌اش با کتاب و کتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. منتظری از هفت سالگی آموختن را با ادبیات فارسی و‏ ‏سپس صرف و نحو عربی آغاز کرد، و در سن ۱۲ سالگی به‏ ‏حوزه علمیه اصفهان وارد شده و در سن ۱۹ سالگی اصفهان را برای ادامه تحصیل ترک کرد و به قم آمد.

تثبیت مرجعیت روح الله خمینی و بازداشت در سال ۱۳۴۲
‏پس از رحلت سید حسین طباطبایی بروجردی (در سال ۱۳۴۰ خورشیدی)‏ ‏نظر بسیاری از بزرگان و اساتید حوزه علمیه متوجه چند نفر از علما از جمله سید محمدرضا گلپایگانی،سید محمد صادق روحانی ومحمدکاظم شریعتمداری، شهاب‌الدین مرعشی نجفی و روح الله خمینی گردید. از جمله منتظری و مطهری قائل به‏ ‏اعلمیت خمینی بوده و زعامت وی را به صلاح اسلام و‏ ‏مسلمین تشخیص دادند.

بازداشت‌ها در جریان مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری (سال 1354)
بازداشت به همراه فرزند در عید نوروز سال ۱۳۴۵
‏‏در عید نوروز سال ۱۳۴۵ به دنبال دستگیری محمد منتظری به دلیل پخش اعلامیه در حرم حضرت معصومه ساواک بی درنگ به سراغ آیت‌الله‏ ‏منتظری رفته و مجدداً وی را بازداشت نمود و بالاخره اعتراض علما و روحانیون حوزه علمیه موجب شد‏ ‏تا او پس از هفت ماه از زندان آزاد گردد.

‏‏ بازداشت در سال ۱۳۴۶
‏‏حسین علی منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان جهت توسعه‌بخشی‏ ‏و تداوم جریان مبارزه ضرورتاً به طور مخفیانه برای زیارت عتبات‏ ‏در عراق و ملاقات با روح الله خمینی راهی عراق شد، اما حکومت که از این‏ ‏سفر مطلع شده بود هنگام بازگشت از عراق او را در منطقه مرزی‏ ‏دستگیر و روانه زندان کرد، که پس از تحمل حدود پنج ماه زندان‏ ‏آزاد گردید.
تبعید به مسجد سلیمان در سال ۱۳۴۶
ساواک در خارج از زندان نیز همیشه او را تحت نظر داشته و در‏ ‏زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری به عنوان راهکاری جدید تصمیم به‏ ‏تبعید وی به مسجد سلیمان گرفت، که این تبعید سه ماه به طول‏ ‏انجامید. پس از آن در مسجد سلیمان به منتظری ابلاغ کردند که نباید به قم‏ ‏برود، ولی او به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شدید‏ ‏ساواک عده زیادی از علما، اساتید و طلاب حوزه علمیه با او دیدار‏ ‏کردند؛ تا اینکه از ناحیه ساواک او را به نجف‌آباد منتقل نموده و در‏ ‏آنجا تحت مراقبت شدید قرار دادند.
بازداشت در سال ۱۳۴۷
‏هنوز چند ماهی از پایان تبعید به مسجد سلیمان و انتقال به نجف‌آباد‏ ‏نگذشته بود که به دلیل ادامه فعالیت‌های سیاسی ‏آیت‌الله منتظری - بویژه در خطبه‌های نماز جمعه که او آن را در‏ ‏نجف‌آباد پایه‌گذاری کرده بود - ساواک مجددا او را دستگیر و پس‏ ‏از محاکمه به سه سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به‏ ‏یک سال ونیم زندان محکوم کرد و به زندان قصر انتقال داد.

تبعید دوباره به نجف‌آباد در سال ۱۳۴۹
‏آیت‌الله منتظری پس از سپری کردن دوران محکومیت، در‏ ‏اردیبهشت ۱۳۴۹ آزاد و راهی قم گردید؛ ولی حکومت مایل به حضور او‏ ‏در میان طلاب و علمای حوزه علمیه قم نبود و دوباره وی را به‏ ‏زادگاه خود تبعید نمود. او در نجف‌آباد به فعالیت‌های خود ادامه‏ ‏داده و در ضمن ایراد خطبه‌های نماز جمعه و سخنرانی‌های خود‏ ‏از حکومت شاهنشاهی انتقاد می‎نمود. هجوم جمعیت در روزهای جمعه از‏ ‏شهرهای دور و نزدیک به نجف‌آباد به اندازه‌ای بود که این شهر به عنوان‏ ‏دومین پایگاه انقلاب بعد از قم درآمده بود و گزارش ساواک اصفهان در‏ ‏مورد آن چنین بود: «نماز جمعه منتظری یک پایگاه سیاسی برای مبارزه با‏ ‏رژیم است.» مدت تبعید به نجف‌آباد مجموعاً حدود سه سال به طول‏ ‏انجامید.

تبعید به شهر کویری طبس در سال ۱۳۵۲
‏بار دیگر رژیم حضور حسین علی منتظری در زادگاه خود را تحمل‏ ‏نکرد و او را به سه سال تبعید در طبس محکوم نمود. حضور او‏ ‏در طبس باعث اجتماع مبارزین گردید. طبق گفته مقامات امنیتی شهر‏ ‏طبس، در طول اقامت منتظری علاوه بر مردم شهر، نزدیک به پنجاه هزار‏ ‏نفر از مردم شهرهای دیگر ایران برای دیدار با او وارد طبس شدند؛‏ ‏که همین رقم بزرگ دیدارکننده موجب نگرانی ساواک و انتقال او‏ ‏از طبس پس از گذشت یک سال گردید. ‏ ‏از جمله اقدامات مهم آیت الله منتظری در طبس، نامه سرگشاده به‏ ‏علما و مردم ایران در مورد اتحاد علیه «امپریالیسم و صهیونیسم‏» (آمریکا و اسرائیل) ‏بود، که خشم رژیم را برانگیخت و طبق اسناد به جای مانده از ساواک‏ ‏عدهٔ زیادی - از جمله رهبر کنونی جمهوری اسلامی آیت‌الله علی خامنه‌ای - به جرم توزیع‏ ‏این اعلامیه دستگیر و یا تحت تعقیب قرار گرفتند.

تبعید به خلخال در سال ۱۳۵۳
‏ ‏تسلیم ناپذیری آیت الله منتظری و پافشاری وی در فعالیت‌های سیاسی چنان شد که در اواسط سال ۱۳۵۳ رژیم به تبعید مجدد‏ ‏وی تصمیم گرفت و او را از طبس به خلخال تبعید نمود. از آنجا که‏ ‏زبان مردم آن سامان آذربایجانی بود نفوذ منتظری در آغاز‏ ‏سرعت چندانی نیافت، اما اختلاف زبان نیز منجر به سکوت‏ ‏و سکون وی نشد، و بالاخره یکی از امام جماعت‌های آن شهر مسجد خود‏ ‏را در اختیار او قرار داد. این مسجد نوساز که توسط هیأت امنا اداره‏ ‏می‎شد، مکان مناسبی جهت بسط و گسترش اندیشه‌های اسلام‌گرائی گردید. منتظری نماز در آن مسجد را آغاز کرد و همچون‏ ‏سایر تبعیدگاه‌های خویش در بین نماز تفسیر قرآن می‎گفت. به تدریج‏ ‏تعداد نمازگزاران بیشتر و فضای مسجد برای تبلیغ نهضت اسلامی‏ ‏آماده‌تر می‎شد. مأموران رژیم از بی‌باکی غیرمنتظرهٔ تبعیدی‏ ‏به نگرانی افتاده و از راه‌های مختلف در جهت تضعیف منتظری‏ ‏کوشیدند و در نهایت پس از گذشت حدود چهار ماه او را به‏ ‏تبعیدگاه سقز منتقل نمودند.

سقز آخرین تبعیدگاه
‏ ‏در تبعیدگاه سقز - با وجود زمستانی بسیار سخت و حداقل امکانات‏ ‏شهری - آیت الله منتظری آخرین دوران تبعید خویش را گذراند.‏ ‏با وجود دوری از شاگردان و دوستان و اختلاف با مردم بومی منطقه از‏ ‏نظر مذهب و زبان، ساواک از دیدار مردم با وی دچار نگرانی شده و از‏ ‏مرکز خواستار تصمیم‌گیری در این زمینه شد؛ از طرف دیگر در ارتباط‏ ‏با برگزاری مراسم سالگرد پانزده خرداد در مدرسه فیضیه قم که‏ ‏ده‌ها نفر از دوستان و شاگردان او دستگیر شده و ساواک به ارتباط‏ ‏دستگیرشدگان با منتظری پی برده بود، تصمیم به بازداشت و‏ ‏انتقال او به تهران گرفت.

بازداشت از تبعیدگاه سقز و انتقال به زندان اوین در سال‏ ‏۱۳۵۴
‏ ‏در تیرماه ۱۳۵۴ آیت‌الله منتظری را از تبعیدگاه سقز روانه زندان‏ ‏نمودند. ابتدا او را به بازداشتگاه کمیتهٔ مشترک تهران بردند و فردای آن‏ ‏روز روانهٔ زندان اوین کردند. در اوین مدت شش ماه را در سلول‏ ‏انفرادی گذراند. در این بازداشتگاه‌ها با فشارهای روحی و‏ ‏جسمی روبرو گردید. در زیر همین فشارها و شکنجه‌ها بود که‏ ‏شکنجه‌گر «ازغندی» به او گفته بود: «علت این که تو را از‏ ‏حوزه دور نگه می‎داریم و از این طرف به آن طرف می‎فرستیم این است که‏ ‏یک خمینی دیگر به وجود نیاید».

‏‏پس از شش ماه بلاتکلیفی در زندان اوین بالاخره در یک دادگاه‏ ‏نظامی به اتهام کمک به جنبش اسلامی و خانواده زندانیان‏ ‏سیاسی و اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی، به ده سال زندان محکوم‏ ‏گردید؛ اما در زندان نیز همراه رهبرانی همچون آیت‌الله طالقانی به‏ ‏فعالیت‌های جنبش اسلامی و سیاسی ادامه داد. با اینکه در زندان از بیماریهای‏ ‏مختلف رنج می‎برد، خارج بحث «خمس» و متن «اسفار» و کتاب‏ طهارت را برای زندانیان تدریس نمود و شخصیت‌های اسلامی ‏زندانی همچون آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله مهدوی کنی در مجالس‏ ‏بحث او حاضر می‎شدند.

‏منتظری در زندان اوین نیز نماز جمعه را اقامه نمود و بسیاری از ‏زندانیان سیاسی مسلمان از جمله آقایان طالقانی،‏ ‏مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، لاهوتی و دیگران در نماز جمعه‏ ‏حاضر می‎شدند؛ هرچند ساواک پس از مدتی مانع اقامه آن شد.

‏‏سرانجام با اوجگیری مبارزات و‏ ‏عقب‌نشینی‌های پی درپی حکومت پهلوی، منتظری پس از گذراندن‏ ‏حدود سه سال ونیم از دوران محکومیت به همراه آیت‌الله‏ ‏طالقانی در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و مورد استقبال‏ ‏چشمگیر مردم قرار گرفت.

‏در پیامی که خمینی خطاب به منتظری به‏ ‏مناسبت آزادی وی صادر کرد اینچنین آمده: «هیچ از دستگاه جبار جنایتکار تعجب نیست که مثل جنابعالی‏ ‏شخصیت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سال‌ها از آزادی،‏ ‏ابتدایی‌ترین حقوق بشر محروم، و با شکنجه‌های قرون‌وسطایی با او و‏ ‏سایر علمای مذهب و رجال آزادیخواه رفتار کند. خیانتکاران به کشور و‏ ‏ملت از سایهٔ مثل شما رجال عدالتخواه می‎ترسند. باید رجال دین و‏ ‏سیاست در بند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هرچه بیشتر راه چپاول‏ ‏بیت المال و ذخائر کشور باز باشد.»

‏‏میزان مقبولیت و محوریت منتظری در مبارزه و انقلاب تا‏ ‏آنجا بود که خمینی در زمان تبعید، او را به عنوان نماینده ‏تام الاختیار خویش در ایران منصوب کرد و در نامه‌ای از وی‏ ‏خواست که بر جریانات بیت او در قم اشراف داشته باشد؛ و درباره او با تعابیری همچون «فقیه عالیقدر»، «مجاهد بزرگوار»،‏ ‏«حاصل عمر من»، «ذخیره انقلاب» و «برج بلند اسلام» یاد می‎کرد و‏ ‏حیثیت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پیروزی انقلاب‏ ‏بسیاری از مسائل فقهی و سیاسی مربوط به قوه قضائیه و وزارتخانه‌ها‏ ‏را به او ارجاع می‎داد. در پائیز سال ۱۳۵۷ زمانی که آیت‌الله خمینی در نوفل لوشاتو در پاریس به سر می‌برد، آیت‌الله منتظری به پاریس سفر کرد و در خصوص جنبش انقلاب و شکل‌گیری حکومت اسلامی در ایران با خمینی مشورت نموده و دستورها و نظرات رهبر انقلاب را دریافت کرد.

پس از انقلاب اسلامی
تدوین قانون اساسی
آیت الله منتظری ریاست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی را ایفا کرد. وی از عوامل کلیدی در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی به شمار می‌رود.

مقام "قائم‌مقامی" روح‌الله خمینی
انتصاب
در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با نظر به ادامهٔ رهبریت پس از مرگ روح‌الله خمینی و با در نظر داشتن اقبال عمومی مردم به سمت حسین‌علی منتظری تصمیم گرفت حسین‌علی منتظری را به عنوان قائم‌مقام روح‌الله خمینی معرفی و اعلام کند.

برکناری
پس از بازداشت مهدی هاشمی، وی که مهدی هاشمی را بیگناه می‌دانست به نشانه‌ٔ اعتراض درس‌های خود را تعطیل کرد.[ مهدی هاشمی که در افشای ماجرای مک فارلین نقش مهمی داشت به دلیل یک سری اتهامات مجرم شناخته شده و در سال ۱۳۶۶ اعدام شد. تلاش‌های منتظری برای نجات او، که برادر داماد او بود، بی‌ثمر ماند.

از سوی دیگر مخالفان سیاسی آیت الله منتظری که توان تحمل انتقادات و برخوردهای‏ ‏او را نداشتند این موضوع که گویا از قبل نیز رویش برنامه ریزی کرده بودند را بهانه قرار داده و در‏ ‏پی حذف کامل آیت‌الله منتظری از صحنه‌های سیاسی و اجتماعی‏ ‏انقلاب برآمدند ‏این برنامه با جوسازی نزد خمینی علیه منتظری شروع گردید، و پس از دو سال ادامه این روند با ارسال نامه‌ای‏ ‏از بیت رهبر در تاریخ ‏۱۳۶۸/۱/۶‏‏ ‏به آیت الله منتظری وارد مرحله تازه‌ای شد، و سپس جواب او در‏ ‏جهت واگذاری رهبری به انتخاب مجلس خبرگان به وسیله نامه‌ای در‏ ‏تاریخ ‏۱۳۶۸/۱/۷‏ و نهایتاً اعلام برکناری آیت‌الله منتظری از قائم‌مقامی‏ ‏رهبری (تحت عنوان استعفای او) توسط رسانه‌های جمعی‏ ‏همزمان با نامه خمینی در تاریخ ‏۱۳۶۸/۱/۸‏ منتشر شد.[ پس از بروز اختلافات به دلیل انتقادات منتظری بخصوص از اعدام‌های زندانیان در سال ۱۳۶۷ نظر خمینی از قائم‌مقام خویش برگشت و در آخرین نامه‌ای که به خمینی منسوب‏ ‏شده است او را «ساده‌لوح» خوانده و نوشت: «شما پس از این وکیل من نمی‌باشید.»

‏به دنبال این مسأله بلافاصله ادامه اقدامات به شکل تخریب دیوار و‏ ‏حصار اطراف بیت، محو و حذف نام و عکس‌های منتظری از کتب درسی،‏ ‏ادارات دولتی و معابر عمومی، تغییر نام خیابان‌ها و اماکنی که به نام‏ ‏آیت‌الله منتظری نامگذاری شده بود و جمع‌آوری رساله و تألیفات‏ ‏او و مزاحمت نسبت به بسیاری از شاگردان و علاقه‌مندان‏ ‏او ادامه یافت. علاوه بر فعالیت‌های فیزیکی فوق، تخریب‏ ‏شخصیت آیت‌الله منتظری نیز با نوشتن «رنجنامه» توسط احمد خمینی و‏ ‏«خاطرات سیاسی» توسط ری شهری، مقالات توهین‌آمیز در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها و‏ ‏بیانیه‌های اهانت‌آمیز از طریق رادیو و تلویزیون و در مجالس و‏ ‏خطبه‌های نماز جمعه به طور مکرر صورت می‎گرفت؛ همه این موارد‏ ‏در حالی صورت می‎گرفت که وی مجال دفاع از خود را نداشت‏ ‏و هیچ نشریه‌ای مقاله‌ای از وی‏ ‏نمی‌نوشت.

مطرح شدن مسأله استقراض خارجی
‏در اواخر سال ۱۳۶۸ با مطرح شدن مسأله استقراض خارجی،‏ آیت الله ‏منتظری در سخنرانی اعتراضی این مطلب را عنوان کرد که‏ ‏«استقراض خارجی به ضرر مملکت است و به استقلال سیاسی و‏ ‏اجتماعی ما لطمه می‎زند». این انتقاد موجب شد که عده‌ای ‏به سوی بیت او هجوم آورند و پس از دادن شعارهای توهین‌آمیز و‏ ‏کندن تابلوی دفتر وی محل را ترک کنند.

سخنرانی سال ۱۳۷۱
‏در ۲۱ بهمن ۱۳۷۱ در سخنرانی به مناسبت سالگرد پیروزی‏ ‏انقلاب اسلامی در اعتراض به جو ارعاب و خفقانی که برای برخی از‏ ‏نیروهای انقلابی پیش آورده و عده‌ای _از جمله فرمانده داوود کریمی_ را دستگیر و زندانی نموده بودند، منتظری در‏ ‏دفاع از آنان اظهاراتی را در حدود یک ربع ساعت گفت. دو روز‏ ‏بعد عده‌ای در برابر بیت تجمع کرده و با سنگ‌پرانی و شعار ایجاد اغتشاش نمودند، و سپس صبح روز بعد به محل‏ ‏درس حمله کرده و عده‌ای از شاگردان او را مضروب و دستگیر‏ ‏کردند، و شب هنگام در ساعت ده شب حدود هزار نفر نیروی نظامی با‏ ‏قطع برق و تلفن‌ها و با محاصرهٔ کامل منطقه با کندن درب‌ها به وسیله ‏جرثقیل و شکستن شیشه‌ها به دفتر و حسینیه وی حمله کرده و پس از‏ ‏این تهاجم آرشیو دفتر و اموال زیادی را به غارت بردند.

مطرح شدن دوباره مسأله ‏مرجعیت آیت الله منتظری در سال ۱۳۷۳
‏در سال ۱۳۷۳ (پس از درگذشت آیت‌الله اراکی) بار دیگر مسأله ‏مرجعیت آیت الله منتظری توسط عده‌ای از علمای حوزه عنوان گردید؛‏ ‏پس از سخنرانی رهبر در واکنش به این موضوع، حملهٔ گروه‌های‏ ‏فشار به بیت آیت الله منتظری صورت گرفت، و فردای آن روز یورش مجدد به محل درس و‏ ‏شکستن تریبون و لوازم حسینیه و تهدید شاگردان انجام شد.

کیوسک حصر
‏‏در روز ۲۳ آبان سال ۱۳۷۶ - به دلیل احساس‏ ‏خطر در رابطه با مسأله مرجعیت شیعه و حکومتی شدن مرجعیت و‏ ‏دخالت ارگان‌های دولتی در آن - او در طی سخنرانی راجع به استقلال کامل قوای سه‌گانه، مسئول بودن کلیهٔ افراد در برابر‏ ‏قانون و رد فراقانونی بودن رهبری و تأکید بر محدود بودن قدرت آن‏ ‏طبق قانون اساسی، آزادی عمل در انتخاب مرجعیت شیعه، و آزادی‏ ‏تشکل‌های حزبی و گروهی مطالبی را بیان کرد. این بار مخالفین با‏ ‏قدرت‌نمایی و اعزام نیروهایی از سپاه، اطلاعات و بسیج ‏ ‏شهرستان‌های مختلف ضمن حمله به حسینیه و تخریب و اشغال آن، به‏ ‏منزل مسکونی و دفتر منتظری نیز یورش برده و با شکستن اثاثیه و پاره کردن اوراق و غارت مدارک خسارت زیادی وارد کردند. در حمله به منزل و محل‏ ‏سکونت وی، تعدادی از مسئولین سپاه پاسداران اصرار داشتند آیت‌الله‏ ‏منتظری را به بهانه حفظ جان به مکان نامعلومی انتقال دهند که با مخالفت وی روبرو شدند. حسینیه پس از چند روز که محل‏ ‏استقرار و مانور دادن اشغالگران بود، در حالی که به شکل مخروبه‌ای‏ ‏درآمده و هنوز هم به همان صورت باقی است به حکم دادگاه ویژه روحانیت پلمب گردید؛ و پس از چند روز در یورشی مجدد و باز بنا به‏ ‏حکم دادگاه ویژه روحانیت -در زمان دادستانی آقای ری شهری-‏ ‏درب‌های ورودی به منزل منتظری مسدود و جوش داده شد و‏ ‏تنها درب ورودی به قسمت داخلی منزل او را باز گذاشتند که این‏ ‏درب نیز به وسیله قراردادن کیوسک و گماردن نیروهای سپاه پاسداران‏ ‏در جلوی آن به طور شبانه‌روزی کنترل می‌شد و بیش از پنج سال ایشان‏ ‏جز با فرزندان و خواهر و برادران و نوه‌های خویش با شخص دیگری‏ ‏اجازه ملاقات نداشت.

کیوسک حصر در تاریکی شب پنج‌شنبه ۱۳۸۱/۱۱/۱۰ برداشته شد که از حضور خبرنگاران و تصویربرداران جلوگیری شد. گرچه وی پس از چندی از تداوم مزاحمت ها و شنود از سوی سپاه شکوه کرد.  این حصر سرانجام در سال آخر ریاست جمهوری محمد خاتمی برداشته شد.

واکنش به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ ایران
حسین‌علی منتظری در واکنش حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران (۱۳۸۸) از مسئولان خواست نسبت به «اشتباهات انجام شده در رویدادهای اخیر»، از مردم عذرخواهی کنند و گفت: «اینکه عده‌ای نسبت به حکومت خودی بوده‏ ‏و بتوانند دست به هر جنایتی بزنند، به خوابگاه دانشجویان حمله کرده و آنها‏ ‏را مورد ضرب و شتم قرار داده و از طبقه بالا به پایین پرتاب کنند، ‏قتل‌های زنجیره‌ای را انجام دهند و فرهیختگان این ملت را وحشیانه ترور‏ ‏کنند و از مجازات مصون باشند، با هیچ دین و آئینی سازگار نیست.»

پس از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در نماز جمعه تهران در ۲۹ خرداد ماه ۸۸، تظاهرات و اعتراضات خیابانی مردم به نتیجه انتخابات همچنان ادامه داشت. در پی کشته و زخمی شدن برخی از مردم در روزهای پایانی خرداد ماه ۸۸ آیت‌الله منتظری بیانیه ای صادر کرد, وی در بیانیه خود نوشت: «با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقه خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می‌داند، هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.»[ مهدی کروبی نیز با نگارش نامه‌ای به آیت الله منتظری از حمایت های ایشان از خویش در حوادث پس از انتخابات تقدیر کرد . در این نامه آمده است : " از اینکه بخاطر برخی حوادث و تعرضات پیش آمده بعد از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری برای اینجانب از این حقیر تفقد نمودید و طی نامه‌ها و بیاناتی اظهار تاسف فرمودید لازم دانستم بدین وسیله تشکر و قدردانی خود را اعلام دارم"

درگذشت
حسین‌علی منتظری در تاريخ ۲۹ آذر سال ۱۳۸۸ درگذشت.

‏آثار
نهایة الاصول (تقریر درس اصول آیت‌الله ‏بروجردی)
البدرالزاهر فی صلاة الجمعة و المسافر (تقریر درس فقه‏ آیت‌الله بروجردی)
دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة در چهار جلد. این کتاب توسط برخی شاگردان او به فارسی ترجمه شده و ترجمه ‏ ‏فارسی آن با نام «مبانی فقهی حکومت اسلامی »منتشر گردیده است، ‏و دو جلد آن هم به اردو ترجمه و چاپ شده است؛ همچنین خلاصه این‏ ‏اثر تحت عنوان «نظام الحکم فی الاسلام » در یک جلد به چاپ‏ ‏رسیده است.
کتاب الزکوة در چهار جلد
کتاب الخمس و الانفال
کتاب الحدود
دراسات فی المکاسب المحرمة در سه جلد
التعلیقة علی العروة الوثقی
مباحث فقهی الصلوة، الغصب، الاجارة و الوصیة (تقریر‏ ‏درسهای آیت‌الله بروجردی)
مباحث استصحاب، تعادل و تراجیح (تقریر درسهای‏ آیت‌الله خمینی)
درسهایی از نهج البلاغه در ده جلد که سه جلد آن تاکنون چاپ‏ ‏شده است
درسهایی از اصول کافی
مناظره مسلمان و بهایی
شرح خطبه فاطمه زهرا(س ) به زبان فارسی و‏ ‏اردو
از آغاز تا انجام (در گفتگوی دو دانشجو) به زبان فارسی و‏ ‏عربی
رساله توضیح المسائل به زبانهای فارسی و عربی و اردو
رساله استفتائات در دو جلد
استفتائات مسائل ضمان
رساله حقوق
احکام پزشکی
معارف و احکام نوجوان
معارف و احکام بانوان
احکام و مناسک حج
اسلام، دین فطرت
کتاب خاطرات در دو جلد
کتاب دیدگاهها در دو جلد
کتاب خاطرات
کتاب واقعیت‌ها و قضاوت‌ها
مجموعه سخنرانی ها، پیام ها، مصاحبه ها، خطبه‌های نمازجمعه ‏ ‏تهران و قم ، که تاکنون ده جلد آن منتشر شده است.
مجموعه عظیمی از سخنرانی ها که در دیدار با مردم و به‏ ‏مناسبت های مختلف ایراد شده است.
برخی فتواها و مواضع مهم
جواز مصافحه (دست دادن) با زنان غیر مسلمان و زنان مسلمان نامحرمی که ‏عدم مصافحه را بی‌احترامی به خود می‎دانند.
وی در پاسخ به استفتایی گفت که بهائیان را دارای حقوق شهروندی همچون سایرین در ایران می‌داند.

در پی اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعتراضات گسترده به آن، آقای منتظری مسئولی را که از «عدالت، امانتداری یا برخوردای از رأی اکثریت» ساقط شده باشد، فاقد مشروعیت دانسته و نوشته‌است: «اگر چنین مسئولی به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بماند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان از منصب را با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر... و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند». بر این اساس، آقای منتظری ابراز چنین خواسته‌ای را وظیفه‌ای همگانی دانسته‌است که کسی نمی‌تواند به بهانه‌ای از آن شانه خالی کند. در ادامه آیت الله منتظری «ترس از مخلوق» را شرک به خداوند دانسته‌است. همچنین وی گفته‌است «متولی امور جامعه» که «با احکام شرع، موازین عقل و میثاق‌های ملی» عمدا مخالفت کند جائر و ولایتش جائرانه است.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه‌های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود. 
او در آستانه‌ی سی‌امین سالگرد اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام گفت اشغال سفارت آمريكا كار درستى نبوده است

                              =================

پیام تسلیت احمد منتظری فرزند آیت الله العظمی منتظری

آن دل دردمند که عمری در غم اسلام و مردم و حقوق آنان تپید، دیگر از تپش افتاده است

احمد منتظری، فرزند و رئیس دفتر آیت الله العظمی منتظری با صدور پیامی درگذشت این عالم ربانی و مرجع تقلید شیعیان جهان را تسلیت گفت.

 به گزارش جرس در بخشی از این پیام آمده است:"منتظری رفت اما خاطره مبارزات او برای تحقق جمهوری اسلامی باماست. منتظری رفت اما حق گویی و آزادگی او چراغ راه کسانی است که حلاوت سیره علوی را از درس نهج البلاغه او می جستند و در زندگی و روش او می یافتند."

متن کامل پیام احمد منتظری بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

بزرگ پاسبان تشیع علوی، رادمرد قهرمان و شجاع اسلام و ایران ، اسطوره مقاومت ، مجاهدت، فقاهت و دینداری، سرمایه کم یاب مسلمانی و آزادگی فقیه عالیقدر و مجاهد نستوه آیت الله العظمی منتظری حاج شیخ حسینعلی منتظری(قدس الله نفسه الزکیه )، شربت وصال نوشید و روی در حریم یار نهاد. آن پیکر رنجور و دردکشیده اینک آرام یافته و آن روح خدایی اینک در جوار رحمت رب قرار گرفته است. آن دل دردمند که عمری در غم اسلام و مردم و حقوق آنان تپید و پروای حق داشت، دیگر از تپش افتاده است. فقیه بزرگ شیعه و اسلام شناس بی بدیل و روح ربانی امت اسلام امروز در جوار پیامبر رحمت (ص) و اهل بیت مطهر(علیهم السلام ) اوست.

منتظری رفت اما خاطره مبارزات او برای تحقق جمهوری اسلامی با ماست. منتظری رفت اما حق گویی و آزادگی او چراغ راه کسانی است که حلاوت سیره علوی را از درس نهج البلاغه او می جستند و در زندگی و روش او می یافتند. سالها زندان، شکنجه، تبعید، شهادت و جانبازی و تحمل مصائب در دوران ستمشاهی، خیرخواهی و سخت کوشی در رشد و بالیدن نهال انقلاب و جمهوری اسلامی و تلاش مسؤولانه و صادقانه همراه با رهبر فقید انقلاب(ره) از او الگویی بی نظیر برای روحانیت شیعه ارائه کرد. زندگی او همه به تعلیم و تحقیق و تلاش برای عملی ساختن حقایقی که یافته بود، گذشت . مرگ او نیز بی شک جانها و دلها را بیدار، و یاد او برای همیشه خاطره معطر انسان علوی(ع) و حسینی(ع) را تداعی خواهد کرد.

این مصیبت جانکاه را به ولی اعظم خدا و امید جهان نور و عدالت ، به همه حق طلبان و آزادگان به همه مبارزان راه خدا در سرتاسر جهان به همه عالمان و فقیهان و به حوزه های علمیه و خصوصا شاگردان و ارادتمندان آن فقید سعید تسلیت می گوییم.

قم المقدسه – سوم محرم الحرام 1431 ق


29 آذر 1388
احمد منتظری

====

موسوی و کروبی دوشنبه را عزای عمومی اعلام کردند

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در بیانیه مشترکی ، فردا را عزای عمومی اعلام کرده و از عموم ایرانیان در خواست کردند در مراسم تشییع جنازه آیت الله العظمی منتظری شرکت کنند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در بیانیه مشترکی ، فردا را عزای عمومی اعلام کرده و از عموم ایرانیان در خواست کردند در مراسم تشییع جنازه آیت الله العظمی منتظری شرکت کنند.
تعدادی از مراجع عظام تقلید از جمله آیات عظام صانعی و بیات زنجانی نیز فردا را عزای عمومی اعلام کرده اند.

 

 متن کامل اطلاعیه میرحسین موسوی و مهدی کروبی بدین شرح است:

 بسم الله الرحمن الرحیم

 انا لله و انا الیه راجعون

 پیرو فراخوان تعدادی از مراجع عظام تقلید، برای سوگ‌یاد درگذشت مرجع گرانپایه تشیع، فقیه عالیقدر و مجاهد آزاده، حضرت آیت الله العظمی حسینعلی منتظری فردا - دوشنبه 30 آذر 1388- را عزای عمومی اعلام می کنیم و از مومنان عزادار آن فخر جهان تشیع دعوت می نماییم در مراسم تشییع پیکر پاک آن اسطوره مجاهدت، فقاهت و معنویت شرکت نمایند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی

       =============

 پیام تسلیت میرحسین موسوی به مناسبت رحلت آیت الله العظمی منتظری

میرحسین موسوی در پیامی خطاب به فرزند آیت االله العظمی منتظری ضایعه در گذشت ایشان را تسلیت گفت.
به گزارش وب سایت کلمه متن این پیام بدین شرح است:

بسمه تعالی

دوست گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین احمد منتظری

با سلام درگذشت فقیه مبارز مرحوم آیت الله العظمی منتظری را به حضرتعالی و بیت مکرم منتظری تسلیت عرض می‌کنم واز خداوند منان برای آن عالم بزرگ علو درجات و مغفرت و رحمت آرزومندم. این ضایعه عظیمی است که مجموعه علمای دین باید نسبت به جبران آن اقدام کنند. وجود کسانی چون آیت‌الله العظمی منتظری برای نسل جوان این کشور مدرکی بود که آنان را به برخوردی عمیق‌تر با نیازهایشان برای بهره‌مندی از پشتوانه‌های روحانیت آگاه متقاعد می‌کرد. امیدوارم اینک که او از میان ما رفته است دانشمندانی دیگر این ضرورت انکارناپذیر را پاسخ بگویند و اجازه ندهند که وسوسه‌ها و زمزمه‌ها آنان را از تکالیفی که نسبت به اسلام و نسل‌های امروز و فردا دارند منصرف کند.

میرحسین موسوی

                                    ==========

پیام تسلیت هاشمی رفسنجانی: فقدان این فقیه برجسته و مبارز نستوه ثلمه ای برای حوزه هاست

 به مناسبت ارتحال فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری، رئیس مجلس خبرگان با صدور پیامی درگذشت ین مرجع تقلید را تسلیت گفت.

به گزارش جرس، متن پیام اکبر هاشمی رفسنجانی بدین شرح است.

انالله و انااليه راجعون

درگذشت حضرت آيت‌الله منتظري باعث تاسف و تالم خاطر گرديد.

فقدان اين فقيه برجسته، نستوه و مبارز عالم و بزرگوار، ثلمه‌اي براي حوزه‌هاي علميه و جامعه اسلامي است كه ان‌شاءالله مجموعه آثار گرانقدر، خلاء وجودي ايشان را براي دوستداران، علما، فضلا، روحانيون و طلاب جبران مي‌نمايد.

با تسليت اين مصيبت به آيات عظام و شاگردان ايشان و حوزه‌هاي علميه، مقلدان و مردم شريف استان اصفهان و شهرستان نجف‌آباد و مخصوصا به بيت مكرم‌شان علو درجات آن فقيد سعيد را از درگاه احديت خواستارم.

اكبر هاشمی رفسنجانی


رئیس مجلس خبرگان رهبری

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

همچنین به گزارش سایت  آینده ،حجج اسلام نوری شاهرودی و علمی حسینی رئیس دفتر ریاست خبرگان ومشاور امور روحانیون مجمع تشخیص مصلحت نظام فردا به نمایندگی از آیت الله هاشمی در تشییع پیكر آیت الله العظمی منتظری شركت خواهند كرد.

====

پیام تسلیت خاتمی: فقدان این عالم بزرگ خسارتی بزرگ برای اسلام و تشیع است

رئيس جمهور سابق كشورمان با صدورپيامي در گذشت آيت الله العظمي منتظري را تسليت گفت.

متن كامل اين پيام بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

هو الباقي

رحلت عالم زاهد ومجتهد والاقدر؛مجاهد نستوه؛فقيه، كلامي ، جامع معقول و منقول حضرت آيت الله العظمي منتظري رضوان اله عليه را به ساحت مبارك حضرت ولي الله الاعظم ؛به حوزه هاي علميه؛به همه ارادتمندان؛دوستداران آن فقيد سعيد و بيت شريف و بستگان و فرزندان محترمشان از صميم قلب تسليت عرض مي كنم.

عالم و متفكر و فقيه بزرگواري رخ در نقاب خاك كشيد كه در عرصه علم و عمل همه عمر پر بركت خود را در مسيري كه رضايت خداوند را در آن مي دانست مصروف كرد و براي خدا و خدمت به بندگان او و دفاع از ميهن و مردم؛رنجها؛دربدريها و زندانها و شكنجه ها را با سينه اي گشاده تحمل كرد و عزيز ترين سرما يه اش يعني فرزند عزيز و مجاهدش حجه الاسلام والمسلمين محمد منتظري را نيز تقديم انقلاب و راه خدا كرد.

آن بزرگ از ارادتمندان حضرت امام و از سردمداران و پايه هاي انقلاب بزرگي بود كه به رهبري ممتاز حضرت امام بالمال به پيروزي رسيد.

بدون ترديد فقدان اين عالم رباني براي اسلام و تشيع و بخصوص حوزه هاي علميه خسارتي بزرگ است و از خدا مي خواهم كه آنرا به لطف بيكران خود جبران نمايد و روان پاك اين عزيز را در بحبوحه رضوان و بهشت خود متنعم گرداند.

سيد محمد خاتمي

29/09/1388
 

هاشم از وبلاگ زیتون ۵

درگذشت عالم آزادی خواه حضرت آیت الله العظمی منتظری حاصل عمرامام راتسلیت میگویم
بسم الله الرحمن الرحیم
پیغمبردرجواب جوانی که گفت میخواهم درب بهشت ویکی ازحوریان راببوسم فرمود: به جای درب بهشت ،پدرت وبه جای حوریه مادرت راببوس .
جوان گفت مرده اند.
فرمود:قبرشان راببوس.
جوان گفت قبرشان راهم نمی دانم کجاست.
فرمود یک جاراخط بکش به نیت قبرآنها آنراببوس
سنت خواندن قرآن برمرده ناشی ازهمین جهان بینی است امروزه علت این سخن پیغمبربراساس تحقیقات دانشمندانی چون ایموتو آشکارشده است
براساس تحقیقات ایموتو وبه دنبال آن تحقیقات خانم حمیده بیطرف آنچه بیش ازحد مولکول ها وسلول های بدن مرده را نورانی میکند واو را درقصرنورقرارمیدهد خواندن قرآن برای اواست.
لذاباخواندن قرآن برای این فقیه عالیقدر روح این عالم آزادی خواه را شاد نمائیم

======

 

نویسنده: یک اصفهانی با غیرت
 
سه شنبه 1 دی1388 ساعت: 13:54
 
جهت ارج نهادن به مقام شامخ بزرگ مرجع سبز ایران حضرت آیت الله
 
العظمی منتظری همه باهم روزچهارشنبه 2/10/88ساعت 30/8 صبح در
 
مسجد سید اصفهان واقع در خیابان مسجد سید گردهم می آئیم.


 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 و ساعت 10:39 |

 

روحانی روشنفکر

به یاد جمی

م – ا – زائر


بر  تو   خوانم  ز  دفتر   اخـــلاق   

          آيتي در  وفا  و   در بخشش

هر  كه  بخراشدت جگر   به جفا     

      همچو كان كريم  زر بخشش

كم مباش از درخت، سايه فكن   

       هر كه سنگت زند ثمر بخشش

از  صدف  ياددار نكته  حلم        

         هر كه برد سرت گهر بخشش

امروز دوستان در مسجد ولی عصر " خوزستانیها " جمع شده بودند تا در باره

 

برنامه های هفته آینده سالگرد رحلت حضرت آیت الله جمی سخن بگویند .  این

 

برنامه هفته آینده سوم دیماه برابر با هفتم محرم در حسینیه ثارالله آبادان برگزار

 

می شود. دوستان گزارش دادند و دونفر ازروحانیون هم سخنانی درباره شخصیت

 

حاج آقا جمی ایراد داشتند. من هم حرفی نزدم گوش دادم و از سخنان آقایان

 

استفاده کردم .

 

اما این جلسه بیشترمرا بیاد حاج آقا انداخت وخاطراتی را درذهن من مجسم می

 

کرد .

 

حاج آقا باهرکس به زبان خودش حرف می زد . وقتی من خدمت اومی رسیدم بحث

 

شعر وشاعری ومقالات و خلاصه بحث مطالعه بود. از پروین اعتصامی و ملک

 

الشعرا بهارو حافظ و ...

 

حاج آقا یک دیوان حافظ هم درکنار قران داشت و کتابهای دیگر که دوستان هم می

 

آمدند واستفاده می کردند و من هم کتابهائی ازکتابخانه برمی داشتم می خواندم و

 

دوباره کتاب دیگری ...

 

حاج آقا بااین که بیشتر قران می خواند لکن ازخواندن کتابهای دیگر ازجمله کتب

 

باستانی پاریزی هم غفلت نداشت .

 

یک روز شعر بالا را خواند وگفت  :  به بین این شعر ازکیست ؟  و خودش این

 

شعر راخواند .

 

من از ایمان پسرم که آن وقت در رشته انسانی درس می خواند سئوال کردم و او

 

گفت : این شعر ازحافظ است و باید در اواخر دیوان حافظ باشد.

 

تعجب کرده بودم از این شعر که ازحافظ باشد .  البته ازنظر این که ما حافظ رابه

 

عنوان "غزل سرا"می شناسیم . واین شعربا اشعار او ازنظر شعری ونه مطلب

 

تطبیق نداشت . وبهر حال حاجی آقا این شعر رادوست داشت .

 

 

حاج آقا مراهم  دوست داشت و من هم اورا و به روحیات واخلاق من بیشتر

 

        ازخودم آشنائی داشت .

 

حاج آقا باهمه رفیق بود . همه می آمدند ازهردسته وگروه و هرگونه طرز فکر .

 

محرم وصفر در حسینیه ثارالله برنامه بود . شبها حدود ساعت  10 برنامه ها

 

شروع می شد .

 

تلاوت قران بود وبعد هم من اشعاری را می خواندم تا دوستان آماده سخنرانی

 

شوند .

 

مرحوم آیت الله  سید کاظم دهدشتی و حاج آقاجمی و دیگر دوستان روحانی

 

وفرهنگی و دیگران می آمدند .

 

خانمها هم درطبقه  بالا می نشستند

 

یک روز به حاج آقا گفتم : حاج آقا این مسعود بهنود خیلی قشنگ می نویسه  .

 

مطالبش را می خوانی

 

گفت بله بله  می خوانم .

 

حاج  آقا ازخواندن غفلت نمی کرد . همه مطالب رامی خواند .  شعر حافظ و پروین

 

وبهار . باستانی پاریزی و مسعود بهنود.

 

 

آن درختی که ثمر بخش بود و به سنگ زنندگانش لطف ومرحمت داشت  حاج آقا

 

بود که  پیامبرگونه چنین بود.

 

حاج آقا یک " روحانی روشنفکر " بود .

 

========

 

چند نظر از دوستان درمورد حاج آقا جمی .

 

نویسنده: فرید صلواتی
 
با سلام به استاد گرانقدر . انسان خوب همیشه انسان خوب است .
مهم نیست که افرادی سعی خود را بکنند که او را از چشم مردم بیاندازند . ولی این مرد بزرگ همیشه بزرگ بود با اینکه افرادی
می خواستند او را خرد کنند ولی خود را نابود کردند .روحش شاد

 

 هاشم در وبلاگ زیتون چنین می گوید:

 

یادش به خیرچندماه بسیجی بودم درآبادان پای سخنانش می رفتیم ازوقتی شورای نگهبان بعد

ازرحلت امام اورابرای خبرگان بااینکه درخبرگانِ

اول بود ردصلاحیت کرد مظلوم واقع شدانشاالله خداانتقامش راازفرقه ضاله مصباحیه بگیرد.

 

 یک فرمول بندی برای شناخت روحانیون لازم است

آنها به 2دسته تقسیم میشوند
1- عقل گرایان
2- علم گرایان
که مجمع روحانیون ازعقل گرایان است منظوراین است که استدلالی تر و بادادوستد(تعامل)بیشتربامردم هستند وکلا دغدغه دین ومردم رادارند که روشنفکرمحسوب میشوند + مجمع محققین حوزه
این گروه بادرایت وتدبیرودوراندیشی که دارند که نمونه اش آیت الله طالقانی است که پست اعجازکلام ایشان درزیتون نشان میدهدامروزرا30سال قبل پیش بینی کرده وهشدارداده است
جمی نیزازحامیان مجمع روحانیون بود وآنها ازاوحمایت میکردند نمونه دیگر رفتارعقل گرایان اداره کشور درزمان خاتمی است که دیپلماسی امام موسی صدررااجراوایرانیان عزت داشتند

اما علم گرایان بیشتربه درد تدریس ومشاوره میخورند
 نه مدیریت واداره جامعه
آنها بقول فیلسوف عدالت حضرت آیت الله (البته بدون لباس است)محمدرضاحکیمی صاحب کتاب الحیاه(ت) انسانیت رادرکتابها سرگردان وانسان رادرخیابانها سرگردان کرده اند
روش رای دادن خودمااینطوراست که به این فرمول رای میدهیم همینکه درفهرست مجمع باشد کافی میدانیم نمی پرسیم کی هست کی نیست.
شاخص علم گرایان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند که امام فرموده ناسزاهای نامه اشان به من راکه حذف کنی میشودنامه نهضت آزادی
یعنی تدبیرودوراندیشی ندارند درفضای بسته تصمیم می گیرند واجرامیکنند درواقع به افکارعمومی رجوع نمی کنند به همین خاطردرهمه اداره کشور ناموفق هستند
اگربه اظهارات اینگونه روحانیون که دردستگاه ها هستندبنگریم گاه خودسوزی میکنند برخلاف عقل گرایان که نورافشانی میکنند مشاهده حرف زدن اینها درلینک نارنج سبزاظهارات وزیراطلاعات مصلحی که دفتررفسنجانی گفته دروغ نسبت داده وتحریف کرده - حسینیان نماینده مجلس که گفته رفسنجانی بایدبه دامان اسلام برگردد و...که ازروحانی های طرفدارجامعه مدرسین هستند این طبقه بندی رامشهودمی سازد
البته منطقه تامنطقه هم متفاوت است مثلا جامعه روحانیت تهران هم اغلب علم گرا هستند ولی با مجمع روحانیون بیشترهم پوشانی مثل رنگهای رنگین کمان دارندتاجامعه مدرسین مثلا مهدوی کنی که جامعه روحانیت تهران است منصف ترازامام جمعه شیرازیا اصفهان یا تبریز است که عضو این جامعه هم نیستند
پس همینکه گفتیم آقای جمی گرایش به مجمع روحانیون داشته تمام خصوصیاتی که درباره یک روشنفکرصدق میکند درباره آقای جمی نیزکه پدرمعنوی رزمندگان دفاع مقدس نام گرفته صدق میکند انشاالله
 
ثابت قدم : باتشکر ازوبلاگ زیتون ۵ که پست "روحانی روشنفکر " را لینک کرده اند .
 
 
نویسنده: رضا رئیسی.یکی از خس و خاشاک
 
سلام.چقدر جای این روحانیان اصیل و مردمی که با رافت و روشن بینیشون باعث جذب مردم به سمت
دین رحمانی میشن در ایندوره و زمانه کمه . انسانم ارزوست لذت بردم ممنون از دعوتت و لطف
همیشگیت به ما و طنزیاتمان
 

 پروین از وبلاگ " هوای مشرق ":

 

 با سلام و درود

من اولین باره اسم ایشون را می شنوم

ولی به هر حال خداوند رحمتشان کند و روحشان شاد.

 

سید عباس سید محمدی :

 

سلام علیکم حضرت آقای ثابت قدم.
من حدود یک سال قبل، شماره ای از مجله ی شاهد را

گرفتم که اختصاص داشت به مرحوم آقای جمی.
دوست مشترک ما هم برایم یک مجموعه تمبر فرستاد.

گمانم عکسهای مرحوم آقای جمی بود روی عکس.

شاید یک کتابچه ای چیزی هم بود درباره ی آقای جمی.

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 و ساعت 21:41 |
تیم
بازی
برد
مساوی
باخت
گل ز
گل خ
تفاضل
امتیاز
1
19
12
4
3
35
16
19
40
2
20
10
7
3
31
20
11
37
3
20
8
8
4
30
23
7
32
4
20
8
8
4
24
19
5
32
5
20
8
7
5
28
21
7
31
6
19
7
9
3
26
19
7
30
7
20
7
8
5
35
32
3
29
8
20
7
7
6
28
26
2
28
9
20
7
7
6
18
24
6-
28
10
20
7
6
7
27
30
3-
27
11
20
8
2
10
31
31
0
26
12
20
7
5
8
26
32
6-
26
13
20
4
10
6
24
25
1-
22
14
20
6
4
10
31
38
7-
22
15
20
4
6
10
21
29
8-
18
16
20
4
6
10
23
33
10-
18
17
20
2
10
8
15
20
5-
16
18
20
2
8
10
16
31
15-
14
+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 و ساعت 19:11 |

 

السلام عليك يا اباصالح المهدي

غریبه آشنا


يـــــــــــــار اگر يك نظر بر دل يار افكند

 پاك شود جان و دل درخور گفتار نيست

پيداي پنهان من ! مشق نامت دفتر قلبم را پر كرده است . بي تو سبزينه ي

شاديم را به اندوهي خاكستري بخشيده ام بي تو شبهاي يلدايي و روزهاي كويري

من ،هردو ،اشكهايم را فرياد مي كنند و تنهايي روحم را تكرار .


بيا و سري به كوچه هاي سرد و ابري دلم بزن كه با زمستاني ترين زمستان ها

پهلو مي زنند .بياودر زلال چشمانم تن بشوي و ضيافت شفاف آيينه را پذيرا

باش. در بي تو بودنها به تو محتاجم و در با تو بودنها به باور بودنت .


....اللهم عجل لولیک الفرج.......

ای مهر بیکران

تو که بیایی

نامه ای خواهم نوشت برایت

که در آن محبت موج بزند وگلها

پروانه شوند پروانه ها شمع

شمع ها سوز عشق

تو که بیایی

نامه ای خواهم نوشت

و خواهم گفت در آن

آسمان شبم گر چه بی تو

تاریک است و بی نور

اما اگر

ستاره ای هم داشت

می نوشتم :

همه تقدیم تو باد.

یاعــــلی...

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 و ساعت 23:29 |
 

                                ارزش یک قطره اشک برای مظلوم کربلا(ع)

 

خیمه ماه محرم زده شــــــــــــــــــد دردل ما

 

بازنام توشده زینت هر محفل مــــــــــــــــــــا

 

جز غم عشق تومارانبود  ســــــــــــــــــودائی

 

عشق سوزان تو آغشته به آب و گل مـــــــــا .

               مولا حسین (ع)

 

گوش فلک حلقه کش یا حسین(ع) 

چشم ملک خیره به مولا حسین(ع) 


هر که به امروز کند یاد او 

می شودش شافع فردا حسین(ع) 


ارزش خورشید به تنهایی است 

گوی شرف لایق تنها حسین(ع) 


دجله ز شرمندگی اش آب شد 

پیش زلال دل دریا حسین(ع) 


تا به ابد نیزه کند افتخار 

چون زده بوسه سر آقا حسین(ع) 


اهل حرم بادیه پیما کند 

هر که نباشد دل او با حسین(ع)


ز آتش دوزخ دل "دلجو" رهاست 

چون که لبش پر شده از وا حسین(ع)

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 و ساعت 21:23 |

 

 

روز به روز رحمت به دیروز 

     م - ا- زائر

 

آیا هرروز ازخانه بیرون می روید . اگر جواب شما مثبت است حتما دقیقتر وبهتر به حرف من می ر سید . اگر یادتان باشد یک ضرب المثلی داریم که می گوید : 

سال به سال رحمت به پارسال . اما ظاهرا این ضرب المثل باید عوض شود و به این ضرب المثل که در تیتر بالا آوردیم تبدیل شود زیرا هرروز که شما ازخانه بیرون می روید حس می کنید دیروز بهتراز امروز بوده است.

دیروز وقتی مردم سوار مترو می شدند نگاه کردم مترو که ایستاد یک عده که بیشتر هم افراد جوان بودند دسته جمعی هل خوردند ورفتند صندلی هارا اشغال کردند .  اما امروز بدتر بود زیرا هل خوردند بطوری که نزدیک بود چند دست و هم شکسته شود .

 یک (ام – پی – تری ) توی گوش من بود داشتم قران گوش می دادم رسیدم به سوره حج . تارسیدم به این آیه

 

 

 

حج إِان اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ    ﴿ 38 ﴾     جزء 17  

قطعا خداوند از کسانى که ایمان آورد دارند دفاع مى کند، زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد.

 

 

 وقتی رسیدم به این آیه یادم افتاد به آیت الله شهید بهشتی  که من افتخارداشتم  یک یادو جلسه خدمت  آن مرحوم باشم و ادب و انسانیت را از آن بزرگوار بیاموزم .

 

شنیدم که به ایشان  گفته بودند شما که درمقابل اینهمه تهمت وافترا دارید چرا ازخودتان دفاع نمی کنید ایشان هم  به همین آیه ازسوره حج اشاره کرده بودند  .

 ازآن روز تا امروز حدود  30 سال می گذرد . آیابهتر شده ایم یابدتر ؟ آن روز او می توانست  ازخود دفاع کند . او می توانست دررسانه بامردم صحبت کند کما این که یک جلسه  هم آمد  خودش و همین حضرت آیت الله رفسنجانی به  تهمت های بنی صدر جواب دادند .  روزنامه جمهوری اسلامی هم بود . و امکانات دیگر . یعنی اگر درمقابل تهمت ها بود امکاناتی هم داشت که  بتواند دفاع کند.

 

آن زمان گذشت اما امروز دوستان او  یعنی  میرحسین موسوی  - کروبی – خاتمی – و  حتی آیت الله رفنسجانی امکاناتی برای دفاع ازخود ندارند . نه رسانه . نه روزنامه .  سایت ها هم در معرض خطرو فیلتر . و حالا ازاین بحث هم  بگذریم که ادامه دارد. اما حالا که این آیه قران راخواندیم وتفسیرش را هم تاحدی دانستیم  حیف است  که چند آیه دنبالش را هم نخوانیم واستفاده نکنیم  تا بعد هم بازحرف داریم .

 حج : أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ    ﴿ 39 ﴾     جزء 17  

به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده ، رخصت[ جهاد ]داده شده است ، چرا که مورد ظلم قرار گرفته اند، و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست.

 

حج : الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا

دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ

يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ   

 ﴿ 40 ﴾     جزء 17  

همان کسانى که بناحق از خانه هایشان بیرون رانده شدند[ .آنها گناهى نداشتند ]جز اینکه مى گفتند> :پروردگار ما خداست <و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى کرد، صومعه ها و کلیساها و کنیسه ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى شود، سخت ویران مى شد، و قطعا خدا به کسى که[ دین ]او را یارى مى کند، یارى مى دهد، چرا که خدا سخت نیرومند شکست ناپذیر است.

 

 
·  حج : الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا
 
بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ    ﴿ 41 ﴾     جزء 17  

 

همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم ، نماز برپا مى دارند و زکات مى دهند و به کارهاى پسندیده وامى دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى دارند، و فرجام همه کارها از آن خداست.

 
·  حج : وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ    ﴿ 42 ﴾   
 
  جزء 17  

و اگر تو را تکذیب کنند، قطعا پیش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود[ نیز ]به تکذیب پرداختند.

 

بسیارخوب . حالا کاری نداریم به تفسیر . همین این که این چند آیه خوانده شود البته خوب است

معنی آنهم  تا حد ی روشن است .

   اما امروز به یک بیمارستان رفتم . یک خانم پرستار هم  درقسمت پذیرش نشسته بود گفت :

پدر شهید هستید ؟

 گفتم : شرمنده بله .

 گفت چرا شرمنده ؟ دیگران باید شرمنده باشند شما  چرا ؟

 گفتم : برای این که به  آنچه می خواستیم نرسیدیم .  شهدای مار ا دزدیدند . شهید را شرف و.....

 پرونده ای برای من تشکیل داد و درحین کار هم سرش راتکان می داد گویا حرف من دراوتاثیر کرده وااورا به تفکر وادارکرده بود . اززیر روپوش سفید اوهم ژاکت سبز اونمایان بود .

 ازبیمارستان بیرون  آمدم درحالی که باخودم حرف می زدم و به آن بحث ادامه دادم . شهدای ماراجلوی چشم ما برخ ماکشیدند و به ما فحش دادند مارامنافق و آمریکائی وانگلیسی واسرائیلی خطاب کردند . و بعد هم برای پاره شدن یک عکس که ازنظرماهم محترم و

عزیز است عزا گرفتند . اما آنها خیلی چیز ها را پاره کرده اند . آزادی را . قانون اساسی را . وصیت نامه حضرت امام را . رای مردم را . شعارهای انقلاب را و ....

 درخیابان ستارخان هم سوار تاکسی شدم یک راننده هم پشت سر ما منتظر نوبت بود . یک شال دور گردنش انداخته بود و کمی هم قوز کرد ه بود  . به راننده گفتم این رفیق شما  چرا اینجوری قوزکرده البته وضع ماهم خیلی بهتر ازاو نیست  گفت :

 این بنده خداکه نباید حالا کارکند او باید استراحت کند مجبور است برای اداره زندگی وزن وبچه  توی این سن وسال بیادو کارکنه . ازاین بدتر ش هم داریم .

 گفتم : آره ضرب المثلی داشتیم که می گفتند سال به سال رحمت به پارسال گفت : اره .

گفتم حالا باید بگیم روز بروز رحمت به دیرور خندید و بقیه مسافران هم گوش میدادند .

 به کوچه خودمان نزدیک می شدیم  طاق نصرتی گذاشته بودند و یا اباعبدالله الحسین هم نوشته ای بود که روی پارچه خودنمائی می  کرد و آمدن محرم را خبر می داد .

ای کاش باحسین (ع) صادق باشیم. برای رضای خدا این طاق نصرتها را زده باشیم نه برای سیگارکشیدن و  مسخره کردن و با بلندگو وسروصدا مزاحم مردم شدن . وگناهان دیگر خدای ناکرده.....

 یادم به آن شعر بهارافتاد که می گوید :

 

در محرم اهل ري خود را دگرگون مي‌كنند

 از زمين آه و فغان را زيب گردون مي‌كنند

 وز دروغ گندة «ياليتنا كنامعك»

 شاه دين را كوك و زينب را جگر خون مي‌كنند

  حق گواه است ار محمد زنده گردد ور علي

هر دو را تسليم نواب همايون مي ‌كنند

 آيد از دروازة شمران اگر روزي حسين

 شامش از دروازة دولاب بيرون مي‌كنند

 حضرت عباس اگر آيد پي يك جرعه آب

 مشك او را در دم دروازه وارون مي‌كنند

 قائم آل محمد گر كند ناگه ظهور

 كله‌اش داغون به ضرب چوب قانون مي‌كنند

 گر علي اصغر بيايد بر درِ دكانشان

 در دو پول آن طفل را يك پول مغبون مي‌كنند

 ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان

روز پنهان گشته شب بر وي شبيخون مي‌كنند.

 البته قصد جسارت به دوستان مخلص را نداریم اما خوب بعضی وقتها هم افراد ناخالصی هم پیدا می شوند . 
 سرکوچه یکی ازدوستان را دیدم خندید  گفت  حضرات دوباره شاخ وشونه کشیدن .

 گفتم بگن معلومه که کی سر ان فتنه است .

 دوست دیگری هم به جمع ما  پیوست گفت  حق بااحمدی نژاده و دوبار تکرار کرد .

 گفتیم . البته حق باایشونه .

 بعد دست جلوی دهانش گرفت و  یواشکی گفت  .  فردا نماز جمعه یادتون نره .

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 و ساعت 11:46 |

 

شوخی باخیام

 

یک sms برای دوستان ورفقا

 

 امیر ری شهری

---------------

 

دربارگه خلیفگان رفـــــــــــــتم دوش

 

دیدم همه باریش وهمه اسلحه دوش

 

گفتم چه خبرهست دراینـــــجا اخوی

 

گفتا به تومربوط نباشد خــــــاموش ..  .

     

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 و ساعت 10:11 |

 

خب  منظور ؟

 

    م- ا- زائر

 

این "خب منظور" تکیه کلام تهرونی هاست . اگر حرفی بزنید ومطلبی بگوئید که نارسا باشد میگویند خب

 

منظور  . گاهی اوقات هم منظور شما رامیدانند لکن بازهم این تکیه کلام رابکارمی برند شاید می خواهند 

 

که مطمئنا حرف را تاآخرش بدانند و شما هم اعلام کنید . بنابراین بعضی وقتها هم لازم میشه که شما

 

ازهمان اول حرف آخررابزنیدو نصفه ونیمه کاره حرف نزنید مثلا بگوئید درودبرفلان مرگ برفلان ...

 

 

واما حالامن هم یک کمی حرف دارم . اما اگه بگید خب منظور میگم که : درک منظور باخود جنابعالی است

 

هرجور می خواهی حساب بکنی حساب کن . هرتفسیر ی که داری تفسیر کن . دیگه بمن کاری نداشته باش

 

من گفتم:

 

بقول معروف من آنچه شرط بلاغست باتو می گویم . توخواه ازسخنم  پند گیر وخواه ملال . و نهایتا این که :

 

توخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل .

 

حالا هنوزمقدمه ما تمام نشده . میگن یه بنده خدائی ازکسی پرسید ساعت چنده ؟ گفت : بروآقا من  دخترم را

 

بشمانمی دم .طرف متعجب شد وگفت  ساعت پرسیدم  چکاردختر شما دارم . گفت : ها ...  می خواهی بگی

 

ساعت چنده من جواب اولی رابهت بدم . بعدهم بگی چه کاره هستی . بعد هم شغل مرابپرسی . بعدهم آدرس

 

بعد هم بگی مثلا دخترداری یسر . اگه گفتم دختر بگی مثلا چندسالشه . بعد هم خلاصه خواستگاری ودختر

 

مارا قاپ بزنی وبری بسلامت  پس ازهمون اول جواب سئوال اولی رانمیدم که خیالم راحت باشه .

 

داخل متروکه سوارمیشم نگا میکنم  به سروکله مسافران . اما تابحال یک آدم خندان وراحت ندیده ام . همه

 

توی چشما شون واویلاست . ترس ونگرانی .  پدرم چی میشه .  بچه ام کجارفته . زنم امروز میره بازار چی

 

میشه ؟

 

پسرو دخترم دانشجو هستن تو این سروصداها کارشون به کجا میرسه ؟  خلاصه همین طور فکر وهمین

 

طوراسترس و احساس ناامنی درجامعه ..

 

 

بعضی وقتها هم توی مترو دخترسری را کنارهم می بینید که برای هم غش وضعف میرن و شاید هم خیال کنی

 

که اینادیگه خیلی خوشن . اما اگر به عمق جریان برسی می بینی که نه اینجور نیست .  اگر کار آنها همراه

 

باگناه باشد که ای وای ازپشیمانی وندامت .  اگر سالم باشد خانه می خواهد و شغل ... بهرحال از دوسر

 

ضرراست یا ندامت وپشیمانی یا آوارگی وسرگردانی .

 

یه روز تو بانک نشسته بودیم . یه خانم وارد شد و یه سگ هم توی بغلش بود . همه مشتریا هاج وواج نگاه

 

می کردند . بعد هم اومد جلوی میز یکی از کارمندای بانک وگفت  : آقا چرا عابر بانکتون پول نداره من هم

 

گفتم :

 

خانم به سگتون بگید گازشون بگیره . خندید وگفت نه نمی گیره .

 

یک آقای همسن وسال خودم هم نشسته بود:

 

گفتم حالا ازحق نگذریم . این خانم بااین وضع حجاب وسروکله و این سگ  شاید ازخیلی ها بهتر باشه .

 

بالاخره همین خانم  حتما حق کسی را نخورده . به کسی تجاوز نکرده .  آدم نکشته خوب اینا خوبه .  چرا ما

 

فقط به لباس و سگش نگاه می کنیم . اتفاقا آن اقا هم تصدیق  کرد وگویا منظور مرا فهمید و دیگه نگفت خب

 

منظور ؟

آن موقع که دانش آموزبودم یک مجله ای رامی خواندیم بنام " فردوسی " که بد نبود . هرهفته فردوسی

 

رامی گرفتم . بعدها هم مجله روشنفکر . تا انقلاب شد و شد همه مجله وروزنامه خدابیامرزد پدرماراکه بی

 

سواد بوداما تو خونه هم کتاب بود هم روزنامه واخوی بزرگتر ما که او هم به رحمت خدا رفته است  همیشه

 

روزنامه ومجله می گرفت وبه خانه می آورد وخوراک ماشده بود مجله وروزنامه البته کتابهای گلستان

 

سعدی وکتابهای قدیمی هم بود . توی مجله فردوسی یک مطلب جالبی نوشته بود که حیفم می آید برای شما

 

نقل نکنم.

 

می گفت : درایام محرم دریکی ازشهر های آذربایجان . احتمالا تبریز که مرکز مبارزات مشروطه خواهان

 

بود.

 

یک روز ماه محرم دسته جاتی برای سینه زنی آمده بودند ودرهمان روز هم قراربود 30 نفر از آزادی

 

خواهان بدست مستبدین اعدام شوند .یک نفر آمد وگفت  آقایان شما که برای امام حسین سینه می زنید الان

 

سادات حسین وفرزندان حسین را می خواهند اعدام کنند بیائید کاری کنید .

 

یکی از حضرات سردسته سینه زنی  گفت :  "اوللارین تفنگی وار. آدمی اولدور للر" . حالا اگر ترکی آن

 

رااشتباه ننوشته باشم معنی فارسی این می شود که :  اونا تفنگ دارن آدم را می کشن .

 

من گن زمان حضرت علی (ع) که خوارج فعال بودند یک روز یکی ازیاران علی از راهی می گذشت

 

اتفاقاعده ای ازخوارج زیر یک درخت خرما جمع شده بودندو بحث مفصلی هم درمورد این که خرمائی که

 

روی زمین افتاده است داشتنند که آیاخوردن این خرما حرام است یاحلال و بهرحال نتیجه این شد که

 

خرمایروی زمین حرام است ونباید خورد وبعد آن یارعلی هم همراه  عیال بود وعیال هم حامله بود و به

 

زحمت روی الاغ نشسته بود. خوارج اوراشناختند و به آن دونفر حمله کردند شکم آن زن  راپاره کردندو مرد

 

اورا هم ازپای درآوردند .

 

حالا بازهم حوصله کنید به این زود ی کجا می خواهید بروید . ؟

 

جوان که بودیم  می رفتیم فیلمهای مرحوم فردین و آقای ناصر ملک مطیعی راتماشا می کردیم . اول که این

 

بندگان خدا آمدند و درسینما شناخته شدند اسم آنها را هما ن اول می زدند به این صورت :

 

باشرکت  " فردین " یا باشرکت "ناصر ملک مطیعی " بعد که هنرپیشه های جوان تر می آمدند و

 

بیشترمحبوبیت داشتند فردین و ملک مطیعی را آخر می زدند یعنی اسمشون را آخرمی آوردند . مثلا به این

 

صورت و ...  ناصر ملک مطیعی .

 

 

خوب دیگه حرفی ندارم یعنی چرا خیلی حرف دارم اما باشه برای بعد حالا منظورها هم باخودتان .

 

دیگه کاری به کارمن نداشته باشید. خداحافظ.

 

 

--------

 

ثابت قدم : تشکر از خانم فاطمه مدیر وبلاگ الفبای زندگی که نسبت به اعلام مطلب

 

 بالا دروبلاگ خوداقدام نموده اند.

http://sunset-sunrise.blogfa.com/

 

این مطلب را هم دروبلاگ آقای " فرید صلواتی " بخوانید.

 

            تشکر  می کنم از شما   جناب آقای دکتر احمدی نژاد، 

       

                             لطفا مرا عفو بفرمایید 

 

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388 و ساعت 11:12 |

 

 

تک بیت های ناب

 

کتاب : برگ سبز

 

تالیف : سیدمحسن خلیق ر ضوی

 

شروع ابیات باحرف "چ"

 

چـوکاری برآید به لطف وخوشی

 

چه حاجت به تندی ولشکر کشی.              سعدی

 

چونیکی  کنی نیکی آید برت

 

بدی را بدی باشد اندرخورت .                فردوسی

 

چون بسی ابلیس آدم رو که هست

 

پس بهر دستی نشاید داد دســـــت.           مو لوی

 

چون  سبکباران زصحرای قیامت  بگذرد

 

هرکه ازدوش ضعیفان بیشتر بر داشت بار.   صائب

 

چیزی که زحدوشان تست  افزونتر

 

اندرپی آن بچشم حسرت منگــــــر.             حالت   

   

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 و ساعت 21:2 |